الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )

357

دقائق العلاج ( فارسي )

و اصلش بلغم شيرينى است كه حرارتى غير معتدل در آن عمل و آن را حل كرده و سبب پيدا شدن تندى در آن مىشود و چاره‌اى جز پاكسازى بدن از آن نيست . براى درمان اين بيمارى چه خوبست كه حب البلغم و حب - السلاطين بخورند سپس خوردن هشتاد تا يك‌صد و بيست سانتىگرم نمك قليا

--> - دارد زيرا همين‌كه معده ترش كرد اولا ضعيف مىگردد چه معده داراى پيهائى است كه از ترشى زيان مىبينند ثانيا بخارهاى تندى از آن برميخيزد كه بسوى مغز مىرود و آن را از توان خود مىاندازد و آن را مىگزد و سبب عطسه و فشار بر آن مىگردد ثالثا سبب پائين آمدن و ريختن موادى بمعده مىشود كه سبب نفخ و قرقر و باد گلوى ترش است و اگر ترشى بيشتر شود معده را مىآزارد تا آن را از راه قى بيرون بريزد و چه‌بسا كه ترشى آن‌قدر زياد مىگردد كه به حد تيزآب ( اسيد - مترجم ) مىرسد و خورندگى پيدا مىكند كه بدندانها و حلق نيز آسيب مىرساند و سبب بيمارى مراق مىگردد ، كبد را نيز مىآزارد زيرا كيلوس اگر ترش شود كيموس هم ترش مىگردد و ترشى كيموس سبب پيدا شدن بادهائى در كبد و بدى گوارش كبدى مىشود و در نتيجه كم‌توان مىگردد و البته كيموس هم دگرگون مىشود و اين نابسامانى به بيمارى استسقاء مىكشد و سرانجام ترشى به خون مىرسد كه سوزش ادرارى و قرحه مجارى ادرارى از آن پيدا مىشود و سودا زياد مىگردد و به بيمارى ام الطحال ( ورم طحال ) مىانجامد و نيز همين كه ترشى غذاى بدن زياد بشود توليد خارش ، پيسى ، لكه‌هاى پوستى و خشونت پوست و دانه‌ها و خوره‌ها و جذام مىكند و هر مرضى از نابهنجارى كيموس و سودا پيدا مىشود بنابراين بايد جدا به آن توجه كنند و از ترشى معده و تخمه بپرهيزند و از خوردن چيزهائى مثل ميوه‌ها پس از پختنىها و آب پس از غذاهاى چرب ، نان گرم و آب و غذاهاى لطيف يا ميوه‌ها پس از گرسنگى زياد خوددارى كنند . گاهى ترشى از حل شدن سودا و ريختن آن بمعده پيدا مىشود . انحلال سودا مادر امراض نمكى و دردآور قرحه‌ها و آكله و غير اينها است زيرا سودا نمك است و همين‌كه حل شد تبديل بترشى مىشود همانطور كه در خارج مىبينيم و اين ترشى نوعى آب تند است كه آن را تيزاب مىنامند و وجود اين تيزاب در بدن سبب پيدا شدن قرحه و خورندگى و كارهاى ديگرى است كه از تيزاب سر مىزند تا بكجا بريزد و در كجا اثر بگذارد اگر با اخلاط تركيب گردد و باندامها برسد آنها را فاسد مىگرداند اگر با اخلاط همراه و به خون وارد شد بهمراهى آن مىرود و بجاى آبادى همه جا را ويران مىكند . درمان اين تيزاب را در متن گفته‌ايم و در جاهاى ديگر اين كتاب نيز از آن سخن رفته است . گاهى ترشى معده از سوداى معده اى است كه حرارت در آن عمل كرده و آن را بمعده ريخته است و در آنجا خميره اى مىشود كه هرچه را كه بر آن وارد شود نيز ترش مىكند و اين مطلب را در هنگام نوشتن متن فراموش كردم . مؤلف اعلى الله مقامه